تبلیغات
ساحـــــــــــــــــــــل غــــــــــــــــــــــــــــــــم - مطالب Vida jo00on
˙·٠•●به نام او که انقدر اه کشیدم تا تو را برایم فرستاد●•٠·˙
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

کاش می شناختم

تو که بودی که من تو را ندیدم و نشناختم کاش حداقل چشمانت را میدیدم تا دنبال کوه نوری بگردم یا صدایت را میشنیدم تا نیازی به چشمهایم نبود.من حسرت بادهایی را میکشم که بر گونه هایت می ساید و حسرت قطره های بارانی را دارم که بر زلفهایت میچکد من منت پاهایم را میکشم که در پیت سوست نگردد.

تو دنیا را بر روی شانه هایت داری چون بزرگتر از آنی که من ببینمت نمیدانم تو را هم خدا آفریده یا تو خود ... من تو را در میان گلها میگردم در میان شر شر چشمه های زلال کوهها در زیر نور خورشید بر روی برفهای تازه ریخته میگردم. من بوی تو را از نم نم باران میگیرم.

من نمیدانم. من تو را ندیدم ولی از یاد تو سیر نمیشوم. من دلم روشن است و چشمهایم به راه.

من پیر نمیشوم موهایم سفید نمیشود چون موی سپید با سیاه مناسبتی ندارد.

من مانده ام کسی را که ندیده ام و نشناخته ام چگونه بر من شیرین میشود. چه کنم دلم دست بردار نیست مدام به آبهای روان نگاه میکند تا شاید سیب قرمزی از سوی او بیاید. من اگر صد بار عاشق شوم عشقهایم بخاطر توست. و اگر تو را هم نبینم میدانم چشمهایم را تو خواهی بست.

به خود میگویم امشب تمام میشود و فردا شاید تو را ببینم. ابرها را دنبال میکنم شاید از پشت ابرها بیایی یا به شمار مسافرها میروم شاید در میان آنها باشی.

من چگونه تو را ببینم خودت را برایم نشان بده . کاش یکبار می دیدمت و نقاشیت را می کردم تا منتی بر دوباره دیدنت نباشد.

من باران را به خاطر تو دوست دارم چون میگویند عشق را زیر باران باید جست و شب را بر این باورم که وعده گاه عاشقان است و عشق را بر اینم که امتحانی بر عشق تو باشد........



نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-12:15 ب.ظ
نظرات() 

حالا که من تنها شدم قدر چشاتو میدونم

غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم
حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم

تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو
سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو

اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی
من تو خیال تو بودم تو تو خیال من بودی

کاشکی میون من و تو تو اون روزا حصار نبود
هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود

انگار که تقدیر نمی خواست تو در کنار من باشی
منم
بهار تو باشم تو هم بهار من باشی

یه خلوت ساکت و سرد انگار اسیرمون شده
نمیشه فکر دیگه کرد ما خیلی دیرمون شده

تو رفتی و حالا دیگه اونور دنیا خونته
انگار نه انگار که کسی اینور آب دیوونته

تقصیر هردومون بوده ما عشق و نشناخته بودیم
فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم

باید یکی از ما دو تا غرور و میذاشت زیر پاش
آروم به اون یکی میگفت یه عاشق واقعی باش

جدایی دستای ما یه اتفاق ساده نیست
سواره هرگز باخبر از غصه پیاده نیست

توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت
حرف دل و عین قسم رو طاقی چشما گذاشت

حالا که من تنها شدم قدر چشاتو میدونم
ولی نمیشه کاری کرد همیشه تنها میمونم

کاش توی دنیا هیچکسی قربونیه غرور نشه
راه دو تا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه




نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-12:14 ب.ظ
نظرات() 

بگو که دوسم داری…

چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری دستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدا دوست دارم اما….



نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-12:10 ب.ظ
نظرات() 

دوستت دارم ..

تحمل کردن قشنگه
اگه قرار باشه یه روزی به تو برسم
انتظار آسونه
اگر قرار باشه دوباره تو رو ببینم
زندگی شیرینه
اگه قرار باشه دستاتو تو دستام بگیرم
مشکلات حل میشه
اگه قرار باشه روزی به پات بمیرم
اشکهام به لبخند تبدیل میشه
اگه یه بار ببوسمت
و لبخندهام دوباره به اشک
فقط اگه ببینم خیال رفتن داری
اما بدون
دوستت دارم
از پشت این همه
فاصله
از پشت این همه حرف
دوستت دارم تا بی نهایت
عشقم



نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-12:09 ب.ظ
نظرات() 

می‌ترسم !

می‌ترسم

باران برتمام دنیا  ببارد و تو نباشی

از آن روزی که رفته‌ای من عقده‌ی باران دارم…

. . .

آه زمستان بود

زمستانی که پوستینش را بر من می‌افکند

و من از سرما و دلتنگی هیچ هراس نداشتم

و تو نجوا می‌کردی:

دست‌هایت را بیاور گیسوانم اینجاست!

. . .

حالا می‌نشینم

و باران‌ها تازیانه می‌زنند

بر بازوانم، بر رخساره‌ام ، بر اندامم…

پس چه کس پناهم دهد؟

ای همچون کبوترِ مسافر در میان  چشم و نگاه!

چگونه تو را از خاطراتم بزدایم؟

تو همچون نقش روی سنگ در قلبم جاودانه‌ای

ای که در قطره قطره‌ی خونم خانه داری!

هر کجا که باشی دوستت دارم

ناشناخته‌هایی در توست

گوشه‌ای از تاریخ و سرنوشت

که پا به عرصه‌اش می‌گذارم…

شعری از نزار قبانی “




نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-12:08 ب.ظ
نظرات() 

میخوام بگم !

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..

می خوام بگم تو دنیای منی ..

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!

می خوام بگم شدی مجنون عشقم …

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ..

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!



نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-12:06 ب.ظ
نظرات() 

دلاویزترین شعر جهان

« دوستت دارم » را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

این گل سرخ من است.

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه دشمن

که فشانی بر دوست،

 

راز خوشیختی هرکس به پراکندن اوست!

در دل مردم عالم – به خدا -

نور خواهد پاشید

روح خواهد بخشید.

 

تو هم ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو

« دوستم داری » را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو

فریدون مشیری



نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-12:05 ب.ظ
نظرات() 

تو را دوست می‌دارم

تو را به جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان
تو را برای خاطر
دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.

تو را دوست دارم
در این
باران
می‌خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم



نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-12:03 ب.ظ
نظرات() 

اگر می دانستی

اگر می دانستی كه چقدر دلتنگ تو هستم درجه ی دیوانگی ام را به چشم خود می دیدی
اگر می دانستی كه لحظه های حضورت، تیك تاك ساعت زمان زندگی از كار باز می ایستد
امواج طوفانی نگاهم را كه زیر پلكهای پراز اشكم پنهان است حس می كردی
اگر می دانستی كه صدای ضربان نفسهایت در قلب بیقرارم، حكایت دلواپسی ها را نقش می بندد
تمام قصه هایی را كه در طول دوبهار برای رؤیاهایم ساختم، لمس و باور می كردی
اگر می دانستی كه طنین ناز صدایت، فصل فصل كتاب زندگی ام را رنگین و زیبا می كند
آنگاه تمام اشكهای غریبانه ام برای دل شیشه ای و نازكت معنا می شود
اگر می دانستی كه لرزش ضربان قلبم برای ضربان قلب عاشقت چگونه هراسان می تپد
عشق را در امواج نگاههای بی تابی و دلنگرانی هایم می دیدی و حقیقت درونم را روشن می گرفتی
اگر می دانستی كه چقدر بیقرار و دلتنگ تو و لحظه های شیرین بودن و حس كردنت هستم
تپش موج های عاشقی را در چشمانم حس می كردی و می دانستی كه چقدر چشم به راه توام
اگر می دانستی كه حتی با وجود بودنت و حس كردنت بازم همیشه و هر لحظه دلتنگ توام
می دیدی كه یك دیوانه چگونه برای حضور تو و نفسهایت پرپر می شود و هر لحظه اشك می ریزد
آری من چشم به راه توام ای ماه تابان هستی و بی كسی های عاشقی غریب
من بی تاب و بیقرار لحظه های بودنت هستم ای ستاره ی چشمك زن و روشن شبهای تارم
من زنده به عشق توام، پایبند به نفس های توام، و در انتظار حضور دیدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس های تو زنده هستم و با حرفها و لبخندهای آسمانی تو جانی تازه میگیرم
آری من بی تو هیچم ای اولین و آخرین و تنها عشق ماندگار

 



نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-11:58 ق.ظ
نظرات() 

یادت باشه

یادت باشه عزیزم، دوست دارم همیشه

تو گفتی با نور عشق، زندگی زیبا میشه

یادت باشه دلم رو به دست تو سپردم

این عشق اسمونی رو هرگز از یاد نبردم

یادت باشه که عشقم ازروی بچه گی نیست

دوست دارم می دونی ازروی سادگیم نیست

یادت باشه که گاهی فکر شقایق باشی

برای من که عاشقم یه یار عاشق باشی

یادت باشه همیشه کنار من بمونی

کنار تو خوشبختم دلم می خواد بدونی

یادت باشه که می خوام برای تو بمونم

تا همیشه تا ابد ازتو بگم وازتوبخونم

یادت باشه که باتوهمیشه صادقم من

اگه برات می میرم بدون که عاشقم من

یادت باشه دلم رو هرگز به بازی نگیری

دست منو که عاشقم به گرمی عشق بگیری

یادت نره که گفتم دوست دارم عزیزم

بهار عاشقیمونو به زیر پات می ریزم



نوشته شده توسط :Vida jo00on
پنجشنبه 20 بهمن 1390-11:56 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :5
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5