تبلیغات
ساحـــــــــــــــــــــل غــــــــــــــــــــــــــــــــم
˙·٠•●به نام او که انقدر اه کشیدم تا تو را برایم فرستاد●•٠·˙
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

با جنبه

من به هرتحقیری كه شدم
باصدای بلند خندیدم
نام مرا گذاشتند با جنبه
بی آنكه بدانند
خندیدم تا كسی
صدای شكسته شدن قلبم را نشنود.....!





نوشته شده توسط :ساحل غم
سه شنبه 11 بهمن 1390-03:53 ب.ظ
نظرات() 

... گاهی ...

گاهی عکسی را می سوزانیم گاهی عکسی ما را می سوزاند
گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم
گاهی سالها با یک عکس زندگی می کنیم
گاهی برای یک عکس التماس میکنیـــــــــــــــــــــــــــــــــم
... گاهی ...
راستی خاطره با آدم چه ها که نمیکند...!





نوشته شده توسط :ساحل غم
یکشنبه 9 بهمن 1390-08:51 ق.ظ
نظرات() 

دنبالک ها: بهترین و بزرگترین فروشگاه ایرانیان 

لحظه های بی کسی

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهاییم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه پایانیم راحس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آنکه با آغاز من مانوس بود
لحظه ی پایانیم را حس نکرد

لحظه های بی کسیم را حس نکرد


نوشته شده توسط :ساحل غم
یکشنبه 9 بهمن 1390-08:39 ق.ظ
نظرات() 

دنبالک ها: انجمن چت به چت 

حلالم کن | غمگین

حلالم کن
------
 اگردوری،
اگردورم،
اگرباگریه میخندم
حلالم کن که مجبورم*
نگوعادت کنم بی توکه میدونی نمیتونم،
که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم*


مطالب غمگین | وبلاگ غمگین | حلالم کن


نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 7 بهمن 1390-12:48 ب.ظ
نظرات() 

دنبالک ها: چت روم 

و باز سکوت

قرینه است
این درخت آن درخت
بر آبی بی انتهای بالاتر
تنها جای تو خالی ست

سبزه قبای خواب ُ خیال من
و دوباره خش خش گربه ی یاد تو
که به حیاط دلم برگشته است
می نشینم
و در جمعیت نیمه روشن آن سوی پنجره
در ایستگاه دنبال کسی شبیه تو می گردم

و خوب می دانم که کسی کـَـس نمی شود
زیرا هیچ انسانی قادر به ادامه انسانی دیگر نیست

پس بازی ها فقط یک بازی اند ُ همین

با این وجود کسی شبیه تو را پیدا می کنم
و از او دور می شوم
و هر چه دورتر می شوم
شباهتش به تو بیشتر و بیشتر می شود

و باز سکوت




نوشته شده توسط :ساحل غم
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-01:29 ب.ظ
نظرات() 

...امروز " حوصله ام ابری ست "

نمی دانم امروز چندم جهنم است
سیر از گرسنگی ام
و هی به تو می اندیشم
هنوز رد پاهایت را به سینه قاب کرده ام
شب ها دلتنگی هایم را خواب می بینم
...امروز " حوصله ام ابری ست "
خدا کند که ببارم نمی دانم امروز چندم جهنم است




نوشته شده توسط :ساحل غم
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-01:20 ب.ظ
نظرات() 

درزندگی یادگرفتم ...

درزندگی یادگرفتم ...

دوست شوم،بخندم،گریه كنم،گاهی بغض كنم، ببخشم...

ولی ای كاش یاد میگرفتم كه گاهی فقط گاهی نیز فراموش كنم....

اگه یه روزی یکی بهت گفت دوستت دارم بدون داره حرف مفت میزنه مگه نفر قبلی هم همینو نگفته بود؟
 کجاست حالا؟

(کاش شنیدن رو هم یاد میگرفتی ...)




نوشته شده توسط :ساحل غم
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390-01:02 ب.ظ
نظرات() 

وای نزن

با من از عشقت حرف نزن.نزن.نزن
ابرهای غم رو پس نزن.نزن.نزن
به قلب خستم دست نزن.نزن.نزن
وای نزن
اخماتو وا کن،اخم به چهرت نمیاد
گریه رو بس کن،گریه به چشمات نمیاد
دروغ حرفات،زندگیمو دادی به باد
تو قلب من نشستی،قلب منو شکستی
تویی که راستی راستی،گفتی منو میخواستی





نوشته شده توسط :ساحل غم
شنبه 17 اردیبهشت 1390-07:48 ب.ظ
نظرات() 

گریه کن

گریه کن تا میتونی، پیش اون نمیمونی
اون دیگه رفته ، بسه تمومش کن
گریه کن ته خطه ، عشق تو ،دیگه رفته
تو دله یکی دیگه نشسته، تمومش کن
چشم به راه ، نشین اینجا،میمونی دیگه تنها
گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه،دست بکش
دیگه از اون طفلکی،دله داغون اون دیگه
خوشه فک نکن،حالتو میدونه
تنها میمونی ، اخه اینو میدونی
مثل اون پیدا نمیشه،اشکات میریزه
آخه اون واست عزیزه،توی قلبته همیشه
یادش میوفتی،دلت آتیش میگیره
میگی کاش برگرده پیشت،راهی نداری
تو باید طاقت بیاری،آخه میدونی نمیشه






نوشته شده توسط :ساحل غم
شنبه 17 اردیبهشت 1390-06:39 ب.ظ
نظرات() 

گفتم ...

گفتم تو شیرین منی...
گفتا تو فرهادی مگر...!
گفتم خرابت میشوم...
گفتا تو ابادی مگر...؟
گفتم ندادی دل به من...
گفتا تو جان دادی مگر...؟
گفتم که کویت میروم...
گفتا تو ازادی مگر...؟
گفتم فراموشم نکن...
گفتا تو در یادی مگر...؟







نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390-11:30 ق.ظ
نظرات() 

یار همیشه همراه

آنقدر طوفانی ام که باد را هم می کنم

یعنی از مستی به یادت یاد را هم می کنم

دوش شیرین را میان خواب شیرین کرده ام

بخت اگر یاری کند فرهاد را هم می کنم

شد عروس طبع من نر ساقدوش خویش را

کرده ام تا نصف شب داماد را هم می کنم

باب اصغر قاتلان گر هشت تا ده ساله است

من ولی از هشت تا هشتاد را هم می کنم

با کسی کو می زد از ارشاد دم گفتم برو

حوزه ای را کرده ام ارشاد را هم می کنم

در چنین وضعی اگر استاد هم گوید نکن

با همه شاگردی ام استاد را هم می کنم

کردنی بسیار بود و وقت اندک زین سبب

هر که نامش از قلم افتاد را هم می کنم ..



نوشته شده توسط :ساحل غم
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390-08:57 ق.ظ
نظرات() 

کمی نوازشم کن

آخرش دیدم تو رفتی / سر حرفتم نموندی


دلمو ازم ربودی / اشک تو چشام گذاشتی


بخدا آه دلم رو / نشنیدی نشنیدی


به کی بگم درد دلم رو / آخه از من تو بریدی


تو که به من میگفتی / تا آخر باهات میمونم


دیدی که حرفات دروغ بود / دیدی که حرفات دروغ بود


برو هر جا که دلت خواست / آه دلم به همرات



نوشته شده توسط :ساحل غم
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390-08:53 ق.ظ
نظرات() 

حقیقت تلخه

زبونم لال نکنه حقیقته

عشق من می خواد ازم دل بکنه

زبونم لال نکنه یکی داره

جای من رو توی قلبت میگیره

نگو نه تو خوب می دونی عزیزم

نباشی از غصه عشقت میمیره

لااقل بگو چرا می خوای بری

به خدا هرچی بگی میشم همون

هرچی می خوای بگو عشق من

فقط به همون خدا نگو پیشم نمون



نوشته شده توسط :ساحل غم
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390-08:48 ق.ظ
نظرات() 

تو رو دوست دارم

تورو دوست دارم

تورو دوست دارم مثل حس نجیب خاک غریب

تو رو دوست دارم مثل عطر شکوفه های سیب

تورو دوست دارم عجیب تورو دوست دارم زیاد

چطور پس دلت میاد من رو تنهام بگذاری

تورو دوست دارم مثل لحظه خواب ستاره ها

تو رو دوست دارم مثل حس غروب دوباره ها

تورو دوست دارم عجیب تورو دوست دارم زیاد

نگو پس دلت میاد من رو تنهام بگذاری

توی آخرین وداع وقتی دورم از همه

چه صبورم ای خدا دیگه وقت رفتنه

تو رو میسپارم به خاک تورو میسپارم به عشق برو با ستاره ها

تورو دوست دارم مثل حس دوباره تولدت

تور دوست دارم وقتی میگذری همیشه از خودت

تورو دوست دارم مثل خواب خوب بچگی

بغلت میگیرم و میرم به سادگی

تورو دوست دارم مثل دلتنگی های وقت سفر

تورو دوست دارم مثل حس لطیف وقت سحر

مثل کودکی تورو بغلت میگرم و این دل غریبم رو با تو میسپارم به خاک

توی آخرین وداع وقتی دورم از همه

چه صبورم ای خدا دیگه وقت رفتنه

تورو میسپارم به خاک تورو میسپارم به عشق

برو با ستاره ها




نوشته شده توسط :ساحل غم
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390-08:36 ق.ظ
نظرات() 

چی بخونم

یه روز چشاتو وا کنی می بینی من تموم شدم
 می بینی جام چه خالیه یا رفته ام پی خودم
 اگه یه روزو روزگار پیش خودت باز بشینی
 تموم این روزا رو  جلو چشات  باز می بینی


لحظه ها همیشه خواستن که تو رو بگیرن
 از من چه غریب و ناشناسه جاده به تو رسیدن
 همیشه یه چیزی بوده شوق تو از دلم ربوده
 ولی یک طپش دل من از غمت جدا نبوده
چقد ما فاصله داریم چرا اینو نفهمیدم
 کاش این روزا میمردمو یه جور اینو میفهمیدم
 دیگه برام نمیمونی تو چشمات اینو می خونم
 چقد دلم گرفته باز نمیدونم چی بخونم




نوشته شده توسط :ساحل غم
چهارشنبه 24 فروردین 1390-10:51 ب.ظ
نظرات() 

خدا نگهدارت گلم

گفتم بهت بمون پیشم ، نموندی و رفتی از پیشم
بدجور شکستی قلبمو ، کم کم دارم خسته میشم
این باره آخره دیگه ، میگم بهت پیشم بمون
اگه نمی مونی برو ، آره برو پیشه همون
ولی یه بار دیگه میگم ، بد جوری من دوست دارم
سخته واست تحملش ، بگی که دوست ندارم
طاقت من سر اومده ، وقتش شده باید برم
قرورمو شکوندی تو ، الهی دردت به سرم
 شاید عکست رو دیواره اتاقم باشه
یا خاطراتت هر ثانیه کنارم باشه و
عذابم بده ، از چی بگم من باز
که واسه تو بودم یه عروسک دست ساز
تو رفتی ، از تهه دلم نخواستم
تو خیال خودم هنوزم این بازیو نباختم
اما سخته بغل داره گلمو میزنه
ای کاش این اشکتو از یادم ببره
گفتی این اشک یه دنیا ارزش داره
کسی نیست از رو گونه هام برشداره
آرزوم اینه ، همیشه خوشبخت باشی
یا با رفیق من تا آخر عمر باهم باشین
ولی خودت گفتی آرزوهام براورده نمیشه
حالا خیلی اا شکست ، ماله منم یکیشه ... ماله منم یکیشه   
میرم ولی اینو بدون ، عاشقتم تا پای جون
آرزو میکنم واست ، خوشبخت بشی کناره اون
از حال من بهش بگو ، مواظب عشقم  بمون
خدا نگهدارت گلم ، دیدارمون تو آسمون
ولی یه بار دیگه میگم ، بد جوری من دوست دارم
سخته واست تحملش ، بگی که دوست ندارم
طاقت من سر اومده ، وقتش شده باید برم
قرورمو شکوندی تو ، الهی دردت به سرم








نوشته شده توسط :ساحل غم
یکشنبه 21 فروردین 1390-03:40 ب.ظ
نظرات() 

دنبالک ها: لینک دانلود 

سرنوشت

یه عمری همه دنیارو گشتم
به دنبال یه عشق صادقونه
یه عشقی که بسازه دل رو ازما
بشه تنها چراغ توی خونه

یه عمری پی عشق بی حوس دویدم
بدنبال یه عشق بی بهونه
یه عشقی که بشه مرهم زخمام
نشه بد تر نمک رو زخم کهنه

تو شبهایی که جای دست پر مهر
پیزی به جز یه دنیا اشک نریزم
یکی اومد که دوست داشتن میفهمید
منو ار او من خسته جدا کرد
یکی اومد که با احساس پاکش
تموم زخمامو یهو دوا کرد
تو وقتی که همه تنهام گذاشتن
با لبخندش منو از من جدا کرد

برای عاشقی عشقمو دادم
خیال کردم فقط عشقه می مونه
ولی جای تموم اون همه عشق
واسم موندش فقط ، بغض شبونه
برای عاشقی ، ما کم نذاشتیم
خدا هم خوب اینو ، خودش میدونه
با اینکه دلم رو همه شکستن
میخونم باز هنوزم عاشقونه
دیگه به آخر جاده رسیدم
اینو تقدیم میکنم به بهترینم







نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-08:15 ق.ظ
نظرات() 

عیدت مبارک همه کس من ویدای من

عیدت مبارک نازنین دوست دارم فقط همین
بعد از تو دیگه این دلم مونده همیشه رو زمین
عیدت مبارک مهربون جات خیلی اینجا خالیه
تو نیستی اما عطر تو همیشه این حوالیه
عیدت مبارک سال نو باشه مبارک چشات
تو عکس تو بو سه ی من می شینه این بار تو نگات



بدون عزیزم که دلم عشقت فریاد می زنه
امشب میخواد به یاد تو اشکاشو هاشور بزنه
عیدت مبارک نازنین تنها تو تو قلب منی
تو این هجوم بی تپش مرحم زخمهای تنی

عیدت مبارک سال نو باشه پر از عشق واسه تو
الهی هر جا که باشی خدا باشه پناه تو
همیشگی ترین من الهی صد ساله بشی
عیدت مبارک عزیزم هر جای دنیا که باشی
همیشگی ترین من الهی صد ساله بشی
عیدت مبارک عزیزم هر جای دنیا که باشی




نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-08:13 ق.ظ
نظرات() 

چه زود جدا شدی

موندم از کجا شروع شد ؟ که تو رو دوباره دیدم
درد و دل کردم دوباره با در و دیوار خونه
هنوز از راه نرسیدم به ته قصمون رسیدم
یکی جز من تو دلت بود واسه این بود برنگشتم
وقتی لبخندتو دیدم حتی از خودم گذشتم !
این فداکاری من رو دیگه جز من کی میدونه ؟
جز تویی که خوبیامو دیگه یادت نمیمونه ؟؟

شاید اصلا دیگه یادت بره که مثل قدیم جون منی
ولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منی
شاید اصلا دیگه یادت بره که مثل قدیم جون منی
ولی یادت نره خوشبختی الانتو مدیون منی
وقتی محتاج تو بودم تو فداکاری نکردی !!
حال و روز منو دیدی اما باز کاری نکردی !!
شونه خالی کردی از من با هزار عذر و بهونه



نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-07:30 ق.ظ
نظرات() 

خیانت کرده ام . . . آری !

خیانت کرده ام .... آری

و بر عشق تو می خندم

دو چشمت را خودم امشب

به روی خویش می بندم

خیانت کرده ام .... آری

نمی دانی و می گویم

بدان راهی دگر بی تو

برای عشق می جویم

وفایم را ندیدی که

خیانت را ببین حالا

دل تنگم ندیدی که

دل سنگم ببین اما

ندیدی غرق احساسم

ندیدی گریه هایم را

خیانت کرده ام تا تو

ببینی خنده هایم را

خیانت کرده ام .... آری

چه خشنودم که می دانی

مکن اندیشه باطل

که قلبم را بسوزانی








نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-07:26 ق.ظ
نظرات() 

می خواهم عاشق بماند . . . داستان امیر & شاهزاده

می خواهم عشق بماند و
اشک بماند و
لبخندی که هدیه ی لبهای توست
می خواهم تو باشی و
من باشم و زندگی
و زیبایی سرشاری از انعکاس ما
...می خواهم عشق بماند....





امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.
شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.
امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند!!!





نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 12 فروردین 1390-07:03 ق.ظ
نظرات() 

عشق من

آههای توکه عشق منی
به فکر مــن بـاش یکـمی
بـه فکــر مـن کـه عـاشقـم
ولــی تـو بـی خیــاله مــنی
بــه فـکر مــن کــه بــعد تــو
خــستـــه و بـــی طـــاقــت شـــدم
آهــــای بـــــه فـــکرتــــم هــــنوز
بـــــه فـــکر مــــن بـــاش یـــه کـــمی





نوشته شده توسط :ساحل غم
شنبه 28 اسفند 1389-03:18 ب.ظ
نظرات() 

دنبالک ها: گفتگو 

به نام او که انقدر اه کشیدم تا تو را برایم فرستاد

نمی دانم شاید سلام!!

یك سلام پر رنگ و چند نقطه چین...

به علامت جوابهایی كه ندادی و یك دقیقه سكوت...

به احترام تمام لحظه هایی كه در انتظار پاسخ تو مردند فرض كه دلت نخواست!

به فرض كه حوصله ات نیامد!به فرض كه لایقش نبودم!فرض كه دوست نداری نه خودم را نه

نامه هایم را ...

این ها خودش قانع كننده ترین دلیل دنیاست بی دلیلی هم خودش كلی دلیل است...

دل را چه كارش كنم؟؟جواب ندهی هم بهانه ات را میگیرد!!

فدایت شوم همین که ته دلت چیزی مثل پاسخ تکان بخورد برایم کافیست.

حقیقتش این بار که برایت می نویسم نه شب است نه سکوت فقط عاشقیست وزمستان فصل

دلتنگی پرنده هایی که به جرم نداشتن بال مجبور شدند در پناه چند نارون خشک بمانند.

نمیدونم نوشتن هایم به دلت مینشیند یا نه اما این بار هم اگر ننشست  شاید هم دفعه ی بعد به

سبك آدم های آن طرف تاریخ حرفهایم را برایت نقاشی كردم.

 گاهی دلم میخواهد بدانی حال من چگونه است اما بدان که من همیشه حال تو را میدانم.

اغلب دلم برایت تنگ میشود هر لحظه یکبار تنفست می کنم جای تعجب نیست یک دیوانه دارد

با تو حرف میزند خودت قضاوت کن که اول دیوانه نبود و حالا خوشحال است که تو دیوانه اش کرده ای

می دانم که قرار نبود بیایی وچه زیبا میشود کسی وقتی بیاید که قرار نیست.

فرقی نمی کنه اول نامه سلام باشه یا خداحافظی.وقتی هیچ کدام برایت مهم نیست.اما من مثل

تو فکر نمی کنم.مهم اینه که دلم برات لک زده

حتی برای نخواستن و شکستن و راندنت.تا هوای دوستت دارم در عاشقانه هایم می وزد

طعم چشمان تو همان عسلی ست که خوش طعم ترین حادثه های دنیاس كه حسرت یک ثانیه تجربه کردنش را دارند.

همه حدس میزنن که نامه هایم را نمی خوانی.

میگن چقدر عین هم می نویسی ؟لحنی.لحجه ای.دلیلی لااقل عوض کن...

تقصیر اسمان نگذار سرنوشت خودش اتفاق های زیبای زندگیم را خط خطی كرده بود

خودش هم دلش به رحم آمد و تورا از خدا برایم به امانت گرفت..

دیگر حرفی نیست جز این كه خداحافظی نوعی سلام عجیب برای نامه ی بعدیست كه هر وقت ارداه كنی مینویسمش...





نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 26 اسفند 1389-12:20 ب.ظ
نظرات() 

یه داستان و یه قصه !!!؟

خیلی ممنون  اینقدر آسون منو داغون کردی
واسه احساسی که داستم منو خون کردی

توکه هیچ حسی به این قصه نداشتی
واسه چی،منو به محبته دوروزه مهمون کردی

همه عالم میدونستن که بری میمیرم
اما رفتی همه عالمو حیرون کردی

خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی سرم
خیلی ممنون،ولی من هیچوقت ازت نمیگزرم

من حواسم به تو بودو تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی

من که با نگاه شیرینه تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی

همــــــــــــه عــــــالم مـــــــــــیدونستن!

شبت شیک و خدا نگهدار
یه دنیا دلم گرفته خیلی ممنون...






نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 26 اسفند 1389-10:49 ق.ظ
نظرات() 

یکی هست ...

یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه

نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه

یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

گریه میکردم  درو که میبست میدونستم که میمیرم

اون عزیزم بود نمی تونستم جلویه راشو بگیرم

میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها

خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا

سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار

دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار



نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 26 اسفند 1389-10:19 ق.ظ
نظرات() 

تو راست میگی

امشب میخوای بری بدون من خیسه چشای نیمه جون من حرفات نمیشه باورم چه کار کنم خدایا

راحت داری میری که بشکنم عشقم بزار نگات کنم یکم شاید با هم بمونه دستای ما

به جونه تو دیگه نفس نمونده واسه من نرو تو هم دلم رو نشکن دلم جلو چشمات داره میمیره

نگام نکن بزار دلم بمونه رویه پاهاش فقط یه ذره آخه مهربون باش خدا ببین چه جوری داره میره

آره تو راست میگی که بد شدم آروم میگی که جون به لب شدم امشب بمون اگه بری چیزی درست نمیشه

ساده نمیشه بی خبر بری عشقم بگو نمیشه بگذری از من بگو کنارمی همیشه

تورو خدا بین چه حالیم نگو که میری دلم میخواد که دستمو بگیری نرو بدونه تو شکنجه میشم

پیشم بمون دیگه چیزی نمیگم آخریشه کسی واسم شبیه تو نمیشه بمون الهی من واست بمیرم




نوشته شده توسط :ساحل غم
پنجشنبه 28 بهمن 1389-05:44 ب.ظ
نظرات() 

دنبالک ها: دانلود 

چه شب هایی

چه شبهایی با رویایه تو خوابیدم ، نفهمیدی

چه شبهایی که اسمتو رو لبهام بود ، نمیشنیدی

چه شبهایی که اشک هامو به تنهایی نشون دادم

از عمقه فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم

چه شبهایی با شب گردی شبو تا صبح میبردم

نبودی ماه جون میداد ، نبودی بی تو میمردم

چه شبهایی دعا کردم یه کم این فصله کم شه

یبار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه

توی این خونه یخ میبست تنه سرده سکوته من

چقدر جایه تو خالی بود ، چه شبهایه بدی بودن

گذشتم و عمرمو آوردم ، حالا من موندم و حسرت

چقدر بی رحمه این دنیا ، به این تقدیر بد لعنت

 



نوشته شده توسط :ساحل غم
چهارشنبه 13 بهمن 1389-02:51 ب.ظ
نظرات() 

کابوس غمگین

به یه کابوس غم انگیز    شبا مو سر میکنم
همه خاطره هامو    پر پر میکنم
با یه فانوس شکسته    توی جاده ها میگردم
تا تو رو پیدا کنم    تا بگم عاشقت هستم
رو غم نبودنت    منو میکشه آخر
تو حتی یه لحظه    منو نکردی باور
این نفسای آخره   که داره فلبم میزنه
دل میکنم از این همه    وسوسه ها که همیشه با منه
سردمو بی روح و خسته    یه آدم دل شکسته
ابر های آسمونم    به روز دراشو بسته
من همون خاطرهات    من همون در بدری
تویی و منما همیشه بی خبریم
رو غم نبودنت    منو میکشه آخر
تو حتی یه لحظه    منو نکردی باور
این نفسای آخره   که داره فلبم میزنه
دل میکنم از این همه    وسوسه ها که همیشه با منه




نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 17 دی 1389-10:32 ق.ظ
نظرات() 

یه دنیا غم



از بازی های روزگار....یه وقت خندم میگیره
وقتی چشمام به دره....دنیا رو ماتم میگیره
این روزا با غصه ی تو....دلم صبوری میکنه
از تو چه پنهون که داره....عادت به دوری میکنه
یه دنیا غم توقلبمه....دستامو ساده رد نکن
سادگی مو به روم نیار....بس دیگه تو بد نکن
میخوام که آروم بشه دل....از نم بارون چشام
چند روزه از غصه ی تو....بد جوری خیسه گونه هام
به احترام عشق من....فقط به گریه هام نخند
هر دری رو که میزنم....اونو به روی من نبند
میرسه اون روزی که من....تورو گرفتار ببینم
یکی بهت نخنده و....چشماتو من تار ببینم
برو بدون که مثل من....هیچ کسی دیوونت نبود
هیچ کسی با چشای خیس....شبا دره خونت نبود
ترسم از این یه عاقبت....ببینه چشمای ترم
دارن سرت در میارن....هرچی آوردی به سرم
هرچی آوردی به سرم
یه دنیا غم تو قلبمه....دستامو ساده رد نکن
سادگی مو به روم نیار....بس دیگه تو بد نکن
میخوام که آروم بشه دل....از نم بارون چشام
چند روزه از غصه ی تو....بد جوری خیسه گونه هام
به احترام عشق من....فقط به گریه هام نخند
هر دری رو که میزنم....اونو به روی من نبند
میرسه اون روزی که من....تورو گرفتار ببینم
یکی بهت نخنده و....چشماتو من تار ببینم




نوشته شده توسط :ساحل غم
جمعه 17 دی 1389-09:51 ق.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :6
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6